درصد موفقیت - مدیریت سرمایه

درصد موفقیت مهمترین پارامتر مدیریت سرمایه

بعضی از استراتژیها بر اساس نوسان گيري از بازار رنج یا Side طراحي ميشوند  و بعضي ديگر بر اساس همراه شدن با روندها طراحي گرديده اند.به هر صورت تركيب احتمال موفقيت و نسبت سود به ضرر بايد بگونه اي باشد كه سيستم سود ده باشد. به جدول زير دقت فرماييد.

blankدرصد موفقیت - مدیریت سرمایه

همانطور كه مي بینيد تحت هيچ شرايطي نبايد در ناحيه پايين سمت چپ كه به رنگ قرمز نوشته شده است ، حضور داشته باشيد.در دو ناحيه پايين سمت راست و بالا سمت چپ ميتوانيد سود كنيد. ولي اگر در ناحيه بالا سمت راست باشيد ،‌ يعني هم نسبت سود به ضررتان بالا باشد و هم احتمال موفقيتتان ، آنوقت است كه مانند كيمياگران ، اكسير جواني را يافته ايد.فرمول زیر رابطه بین درصد موفقیت و ضریب سوددهی و نسبت سود به ضرر را نشان میدهد.

blankدرصد موفقیت - مدیریت سرمایه

P: درصد موفقیت

Pf( Profit Factor ) : نسبت مجموع سودها به مجموع ضررها

K : نسبت متوسط سودها به متوسط ضررها

Gross Profit  سود ناخالص ( مجموع تمام سودها )

Gross Loss: ضرر ناخالص ( مجموع تمام ضررها )

بطور مثال اگر P کم باشد مثلا  30 % ، می بایست نسبت سود به ضرر به اندازه کافی زیاد شود تا Pf بزرگتر از 1 گردد.می توانیم فرمول فوق را بر حسب Profit Factor بنویسیم:

درصد موفقیت - مدیریت سرمایه

blankبطور مثال اگر احتمال موفقيت 40 % باشد و نسبت سود به ضرر 1.5 باشد ، داريم :

blankدرصد موفقیت - مدیریت سرمایه

همانطور که میبینید برای اینکه Pf بزرگتر از 1 شود ، افزایش مقدار K خیلی مهم است .اما در ادامه توضیح خواهیم داد که افزایش نسبت سود به ضرر به تنهایی ، ضامن موفقیت نمیباشد.شما نمیتوانید حجم معاملاتیتان را بر اساس نسبت سود به ضرر ( استراتژیهای روند دار ) طراحی کنید . چرا که در بسیاری از موارد بازار حالت رنج دارد. همانطور که در سال 2011 اکثر مواقع بازار در حالت رنج بود و بسیاری از تریدرها ضرر نمودند.شما میبایست حجم معاملاتیتان را بر اساس درصد موفقیت سیستمتان طراحی کنید نه نسبت سود به ضرر.پس چرا اغلب تریدرها ترجیح میدهند از پارامترهایی مثل  net profit,sharp ratio, payoff ratio,profit factor ,max draw downاستفاده مینمایند؟

جواب این است که پیدا کردن استراتژیهایی با درصد موفقیت بالا بسیار سخت تر از پیدا کردن استراتژیهایی است که نسبت سود به ضرر آنها بالا است. و با optimize سیستم ، نتیجه ظاهرا سودده خواهد بود . بخصوص در کوتاه مدت.پایین بودن احتمال موفقیت در دراز مدت ریسک ورشکستگی را بالا میبرد و این چیزی است که کمتر تریدری به آن توجه دارد. دلیل آن از نظر ریاضی خیلی واضح است. وقتی که احتمال موفقیت پایین است ، یعنی تعداد معاملات سود ده (W) اندک میباشد. و این بدان معناست که تعداد معاملات ضررده (L) زیاد میباشد. در اینجا پارامتری ظاهر میگردد که قاتل سرمایه هر تریدری است و آن تعداد باخت های متوالی است. وقتی شما تعداد باختهایتان بالا است ، احتمال اینکه چند باخت پشت سرهم داشته باشید بسیار بالا میرود.

با یک مثال مطلب را توضیح میدهیم :

فرض کنید که شما مدیریت سرمایه را رعایت نموده و در هر معامله 2% از سرمایه اتان را ریسک نموده اید. اگر شما 5 باخت متوالی داشته باشید ، 10% از سرمایه اتان را از دست داده اید. که مبلغ بسیار قابل توجه ای است.حالا باخت های پشت سر هم را از نظر روانشناسی بررسی میکنیم :

فرض کنید که استراتژی بسیار سود دهی دارید که روندی است ولی تعداد باخت هایتان خیلی بیشتر از بردهایتان است ، اگر شما از اکسپرت استفاده نکنید و خودتان ترید نمایید ، بعد از 5 باخت متوالی به استراتژیتان شک نمی کنید؟ آیا کماکان به سیستمتان وفادار میمانید؟

تریدرهای کمی وجود دارند که مثل ماشین عمل کنند و بعد از 5 باخت متوالی به استراتژیشان وفادار بمانند. بنابراین باخت های زیاد از نظر روحی و روانی هم شما را تحت فشار میگذارد.

نتیجه گیری

استراتژیهای با درصد موفقیت پایین ممکن است در بک تست ، نتیجه خوبی بدهند ولی ریسک ورشکستگی بالایی دارند و از آنجا که بازار غیر قابل پیش بینی است ، و در 70 درصد موارد رنج است ، بنابراین عاقلانه این است که روی استراتژیهای اسیلاتوری سرمایه گذاری شود بخصوص در مورد اکسپرتها . و در صورت استفاده از استراتژیهای روند دار میبایست حجم معاملاتی خیلی محافظه کارانه تر در نظر گرفته شود.

دیدگاهتان را بنویسید

مقالات مرتبط

الگوریتم فرگشت
مقاله ها

الگوریتم فرگشت

منطق جهان مادی ما به گونه ای ساختار یافته که برای حل هر مشکل یا چالشی با محدودیت هایی روبرو هستیم، این محدودیت ها شامل

بیشتر بخوانید »
X